حضور مدیرکل پرحاشیه و ضدایرانی آژانس بینالمللی انرژی اتمی در محل برگزاری مذاکرات اخیر در سوئیس، توجه بسیاری از تحلیلگران و مخاطبان این رویداد را به خود جلب کرد. هرچند تلاشهای مکرر گروسی برای دیدار با تیم مذاکرهکننده کشورمان با شکست مواجه شد، اما کلیت این حضور هدفمند را نمیتوان تحت تأثیر عدم برگزاری ملاقات طرفین به فراموشی سپرد. در این خصوص دو نکته اساسی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
نخست اینکه گروسی از زمان حضور خود در رأس معادلات اجرایی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در کسوت یک کاتالیزور و عامل تسریعکننده سیاستهای ضدایرانی واشینگتن و تلآویو ایفای نقش کرده است. حتی زمان ورود گروسی به مناقشات حقوقی و فنی مربوط به برنامه هستهای ایران، با هماهنگی مطلق کاخ سفید و بر اساس نقشه راه ترسیمشده مقامات امریکایی برای وی صورت میگیرد. در فضای قبل از جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی هیچگاه به مثابه یک سیاستمدار تسهیلگر در مسیر مذاکرات وارد صحنه نشده و بالعکس، هر بار با طرح مواضع هدفمند سعی در تخریب این روند یا حداقل محدودسازی قدرت مانور تهران در صحنه مذاکرات برآمده است. در حال حاضر نیز گروسی با وجود آگاهی از موضع طرف ایرانی مبنی بر عدم طرح موضوع هستهای در گام نخست مذاکرات سوئیس، به این آوردگاه پا گذاشت تا حداقل با طرح نام آژانس و خود در این معادله، زمینه را برای دفرمهسازی موازنه موجود به سود منافع امریکا فراهم سازد.
نکته دوم اینکه گروسی اصلیترین کارویژه خود را در مذاکرات ایران و امریکا فراموش کرده است. حداقلیترین مسئولیت مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تفسیر حقوقی ماده ۴ اساسنامه انپیتی محسوب میشود. چنانچه افرادی مانند محمد البرادعی، یوکیو آمانو، هانس بلیکس و دیگر مقامات سابق آژانس در طول سالهای گذشته اذعان کردهاند، این ماده از اساسنامه، حق ذاتی غنیسازی برای همه اعضای انپیتی را مورد تأکید قرار میدهد. با این حال گروسی عامدانه و وقیحانه در این خصوص سکوت کرده تا مبادا خللی در منظومه طراحیشده از سوی واشینگتن در مذاکرات ایجاد کند. از سوی دیگر، تعجیل گروسی برای بازرسی از نطنز و فردو منبعث از یک رویکرد حقوقی و طبیعی نبوده و بالعکس، در قالب فشار روانی و سیاسی بر جمهوری اسلامی ایران باید مورد تحلیل قرار گیرد. در چنین شرایطی باید مراقب میهمان ناخوانده مذاکرات سوئیس بود. گروسی بدون برنامه و بیهدف پا به این صحنه نگذاشته بود و در تکتک رفتار و کردار خود تابعی از یک منظومه عملیاتی بزرگتر است. حفظ گارد بسته جمهوری اسلامی ایران در برابر غیرمستقلترین مدیرکل تاریخ آژانس بینالمللی انرژی اتمی یک ضرورت مهم محسوب میشود. هرگونه سادهسازی مسئله بازرسی آژانس از اماکن آسیبدیده در جنگ ۱۲روزه، باید با پاسخ و واکنشی محکم و قاطع از سوی جمهوری اسلامی ایران مواجه شود.